تبليغاتX
زمين و معدن
زمین لغزش ها
 تعريف:
   بنا به تعريف انجمن زمين شناسي مهندسي(IAEG)، زمينلغزش عبارتست از جابجايي به سمت پايين توده اي از مواد بر روي يك شيب
طبقه بندي زمينلغزش ها:
   در سال 1978 وارنز(Varnes) نوعي طبقه بندي را ارائه نمود که در عين سادگي، بر اساس ويژگي هايي استوار بود که پس از رويداد يک زمينلغزش نيز حفظ و با گذشت زمان کمتر دستخوش تغيير مي شد (جدول). بدين ترتيب اين طبقه بندي جديد قادر به دسته بندي زمينلغزش هاي قديمي تر نيز بود(Mathewson 1981). طبقه بندي وارنز بر دو مبنا استوار است:
   الف- نوع حرکت مواد
   ب- نوع مواد درگير در حرکت
   اين طبقه بندي تاکنون به عنوان ساده ترين و رايج ترين نوع دسته بندي زمينلغزش ها در سراسر دنيا به کار رفته است.

جدول- دسته بندي زمينلغرش ها بر مبناي طبقه بندي وارنز(1978)

 عوامل وقوع زمينلغزشها:
 ۱ - شيب و ارتفاع دامنه:
   مهمترين عامل در حركت يك ذره بر روي يك سطح شيب دار نيروي گرانش است. نقش اين نيرو زماني آشكار مي گردد كه مولفه وزن به دو مؤلفه تجزيه گردد. وظيفه مؤلفه عمودي، نگاه داشتن جسم روي سطح شيب دار و عملكرد مؤلفه مماسي، بر هم زدن تعادل و حركت آن به سمت پايين است. بر اثر افزايش شيب و ارتفاع، نيروهاي رانشي افزايش مي يابند. اين نيروها ممكن است حاصل عوامل زير باشند:

  افرايش ارتفاع بر اثر خاكريزي:
   - كاهش ارتفاع بر اثر خاكبرداري
   - فرسايش يا قرار دادن سكو در پاي دامنه
   - تغيير شيب و ارتفاع بر اثر نيروهاي زمينساختي
   افزايش ارتفاع دامنه توسط خاكريزي به روي دامنه ها يا حفاري پاشنه آن و همچنين افزايش شيب دامنه كه ممكن است به طور طبيعي(فرسايش) يا مصنوعي(حفاري) ايجاد شود، بر ناپايداري مي افزايد. تغيير شيب و ارتفاع ممكن است بر اثر نيروهاي زمينساختي نيز حادث شود(معماريان 1377).

 

۲-ساخت و جنس زمين شناسي:
   ساخت هاي زمين شناختي نامناسب چون چين خوردگي و گسلش از عوامل ناپايداري دامنه هاست. اگر در يك توالي از سنگ هاي رسوبي شيب دار، لايه ها به سمت داخل شيب داشته باشند، دامنه پايدارتر از حالتي است كه شيب لايه‌ها به سمت خارج دامنه است. درحالت اول، گسيختگي احتمالي با توجه به مقاومت سنگ، يكپارچه انجام مي شود. در واقع در اين حالت جنس سنگ نقش مؤثري در پايداري دامنه دارد. در صورتي كه در حالت دوم، عامل موثر در ناپايداري، مقاومت برشي سطوح لايه بندي يا گسيختگي‌هاست و مقاومت سنگ يكپارچه در آن نقشي ندارد.
   در مورد تائيد جنس زمين شناسي نيز بايد گفت كه برخي مواد استعداد بيشتري براي ناپايدارسازي دامنه دارند. واحدهاي مستعد لغزش عبارتند از رسوبات كواترنري، كولويم، خاك هاي برجا، لس ها و سنگهايي چون شيل و مارن. همچنين وجود يك لايه رسي در هر شرايطي عامل ناپايداري است(معماريان1377).

۳- آب و هوا:
   نحوه تاثير شرايط اقليمي در وقوع زمينلغزش ها را مي توان به صورت‌هاي زير در نظر گرفت(آشتياني و همكاران 1373).
 ۴-  بارش باران:
   بارش باران به صورت مداوم و طولاني يا كوتاه مدت و شديد، مهمترين عامل اقليمي ايجاد كننده زمينلغزش‌هاست. تاثير اين عامل را مي توان در مناطق و موقعيت هاي مختلف به شكل هاي زير در نظر گرفت:
   1- زمينلغزش هاي ناشي از بارندگي هاي شديد در مناطق مرطوب؛ مثل زمينلغزش هاي ناشي از بارندگي هاي شديد در زاگرس
   2- زمينلغزش هاي ناشي از بارندگي هاي شديد در مناطق خشك؛ وقوع اين زمينلغزش‌ها هنگام بارندگي‌هاي استثنايي قابل انتظار است.
 3- زمينلغزش هاي ناشي از بارندگي هاي مداوم در مناطق مرطوب؛ مثل زمينلغزش هاي سال 72 در نقاط مختلف گيلان و مازندران.
   4- در بعضي مناطق با بارندگي كم، وجود جريان آب زيرزميني در مناطق دوردست از طريق درزه ها، گسل‌ها و سطوح لايه‌بندي و جذب آنها در لايه هاي بالاي جريان آب زيرزميني، ايجاد ناپايداري مي كند. نمونه هاي اين نوع گسيختگي در مجاورت چشمه هاي كارستيك در زاگرس وجود دارند.
   5- عمل رودخانه ها در مواقع سيلابي كه از طريق فرسايش پيچه شيب ها موجب ناپايداري كناره هاي خود مي شوند

5- درجه حرارت و تغييرات آن:
   1- عمل گوه اي يخبندان در داخل توده سنگ ها در مناطق بسيار سرد كوهستاني كه موجب سقوط سنگ ها مي شود.
   2- يخبندان و ذوب بهاري كه موجب خزش هاي سطحي در پوشش خاكي زمين هاي شيب‌دار مي‌شود. اين پديده در مناطق با درجه حرارت پائين و عمق نفوذ يخبندان زياد، اهميت بيشتري دارد.
   3- وجود نهشته هاي سوليفلوكسيون، كه در نهشه هاي زمين شناسي موجود كشور به آنها اشاره شده است. در اينجا بايد به اثرات كلي هوازدگي ناشي از عوامل اقليمي بارش و تغييرات درجه حرارت اشاره نمود. اين اثرات به شكل هوازدگي و خردشدگي سنگ ها و ايجاد پوشش خاكي به ضخامت‌هاي مختلف مي باشند. اين اثرات در مناطق گرم و مرطوب بيشتر و در مناطق خشك كمتر است. به عنوان مثال پوشش خاكي و هوازده سازند شمشك، در شمال به بيش از 5 متر نيز مي‌رسد در حالي كه پوشش خاكي همين سازند، در مناطق مركزي ايران اكثراً ناچيز است.
  ۶- آب زيرزميني:
   آب زيرزميني يكي از مهمترين عوامل تسريع كننده حركات دامنه هاست. افزايش آب به معني افزايش وزن دامنه يا چگالي ظاهري آن است كه خود مي تواند نقشي منفي در پايداري داشته باشد. آب زيرزميني نيروهاي مقاوم را در طول سطح گسيختگي كاهش داده و نيروهاي رانشي را در درزه ها و شكاف ها افزايش مي دهد.
   به طور كلي فشار آب منفذي باعث كاهش تنش عمودي موثر بر سطح گسيختگي شده به عبارت ديگر باعث كاهش مقاومت برشي مواد دامنه مي گردد. در سنگ هاي درز و شكاف دار، عامل ناپايداري نه مقدار آب بلكه ميزان فشار آن است؛ از اين رو مقدار كمي آب موجود در يك درزه قائم مي تواند فشار رانشي زيادي ايجاد كند. در خاك ها نيز فشار آب، نقش مهمتري در مقايسه با مقدار آب دارد. از اين رو گسيختگي ها و حركات بعد از بارندگي شديد را نبايد محصول عمل لغزنده‌كنندگي آب، كه بيشتر به دليل بالارفتن فشار آب منفذي دانست(معماريان 1377).

/ نوشته شده توسط سهيلا در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:2 |
سنجش از دور
   بطوركلي Remote Sensing يا سنجش از دور را ميتوان تكنولوژي كسب اطلاعات و تصويربرداري از زمين با استفاده از تجهيزات هوانوردي مثل هواپيما، بالن يا تجهيزات فضايي مثل ماهواره ناميد. به عبارت ديگر سنجش از دور علم و هنر بدست آوردن اطلاعات در مورد هر موضوع تحت بررسي به وسيله ابزاري است كه در تماس فيزيكي با آن نباشد. مزيت برتر اطلاعات ماهواره اي نسبت به ساير منابع اطلاعاتي، پوشش تكراري آنها از نواحي معين با فاصله زماني مشخص است. در سنجش از دور، انتقال اطلاعات با استفاده از تشعشعات الکترو مغناطيسي(EMR) انجام مي گيرد. 
   نرم افزارهاي سنجش از دور: اين نرم افزار ها شامل
Geomatica: اين نرم افزار کاربرد بسياري در تحليل تصاوير رقومي دارد. با بکاربردن آن ميتوان تصاوير orthorectified را از انواع تصاوير رقومي، ايجاد کرد. همچنين شامل يکسري امکاناتي است که با استفاده از آن ميتوان مدلهاي ارتفاعي رقومي (DEM) را از هر رنج از انواع تصاوير استخراج کرد.
ERMapper، ENVI، ...

سنجش از دور زير سطح زمين: جهت بررسي و شناسايي درون زمين، از روشهايي که براي بررسيهاي سطحي مورد استفاده قرار ميگيرد،استفاده نمي شود.روشهايي که با آن بتوان داخل زمين را نيز بررسي کرد مبتني بر خصوصيات فيزيکي و شيميايي سنگهاي مدفون بوده که اغلب روشهاي ژئوفيزيکي ناميده ميشوند. از آنجا که شيوه جمع آوري داده ها براي روشهاي مورد استفاده در سنجش از دور الزاما متفاوت هستند، ارائه داده هاي ژئوفيزيکي که امروزه در فن آوري پيشرفته سنجش از دور مورد استفاده قرار ميگيرند نيز متفاوت است. بنابراين براي بالابردن توانايي بررسي دربعدهاي عميق،تلفيق داده هاي سنجش از دور و ژئوفيزيکي ضروري بنظر ميرسد
وضعيت سنجش از دور در ايران(سازمانها و شرکت‌هاي ارائه‌دهنده و استفاده کننده از اين تکنولوژي):
   ايران با سابقه اي بيش از چند دهه در زمينه سنجش از دور ماهواره اي، يكي از مستعدترين كشورهاي آسيا در اين زمينه است. استفاده از فن سنجش از دور در ايران از سال 1351 يعني همزمان با پرتاب اولين ماهواره منابع زميني(لندست 1) آغاز گرديد و به صورت طرحي تحت عنوان "طرح استفاده از ماهواره" در سازمان برنامه و بودجه پيگيري شد.
   مرکز سنجش از دور ايران:
   در حال حاضر طبق مصوبه مجلس شوراي اسلامي و هيئت دولت، وظيفه دريافت، توزيع و پردازش اطلاعات ماهواره اي منابع زميني به عهده مركز سنجش از دور ايران است. اين مركز علاوه بر استفاده از امكانات سخت افزاري، نرم افزاري و نيروي انساني مجرب و كارآمد در زمينه سنجش از دور، داراي ايستگاه گيرنده ماهواره اي نيز مي باشد. مركز سنجش از دور ايران متولي امور آرشيو ملي اطلاعات ماهواره اي بوده و كليه اطلاعات اخذ شده و خريداري شده را در آرشيو خود نگهداري ‌نموده و برحسب تقاضا در اختيار استفاده‌كنندگان قرار مي‌دهد.
   در حال حاضر مركز سنجش از دور ايران با پوشش نسبتاً كامل چند ماهواره، توانسته است پيشرفت زيادي در زمينه تهيه تصاوير ماهواره اي در مقياس هاي مختلف، همچنين تفسير داده ها و اطلاعات رقومي داشته باشد. برخي از اطلاعات دريافت شده و مقياس آنها به اختصار عبارتند از:
   - لندست با سنجده هاي TMو Mss : 1:1000000 و 1:500000 و 1:250000
   - لندست با سنجنده ETM+ : 1:100000 و 1:50000
   - IRS با سنجنده Pan : 1:100000 و 1:50000 و 1:25000
   - IRS با سنجنده Liss III : 1:100000 و 1:50000
   - Spot با سنجنده هاي XS و 1:100000 :Pan و 1:50000
   - اطلاعات IKONOS: 1:50000 و 1:25000 و 1:10000 و 1:5000

/ نوشته شده توسط سهيلا در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:49 |
ادبیات زمین

كوچه تنهاست هوا تاريك است

در اتاقي تنها

مقطعي مي سايم

نيمه شب گم شده است

در دلم فانوسي است

                                                           مقطعم پنجره اي است

                                                           رو به بينش رو به علم

                                                           چون به ان مي نگرم

                                                           سايه ها چون بادي است كه از آن مي گذرد

                                                                           و منم فرهادم كه به كُه مي يابم

                                                                                           تا به شيرين وجودم برسم

مقطعي مي سايم

نيمه شب گم شده است

مقطعم مي افتد

واي انگار دلم مي شكند

اشك در حلقه چشمان شبم مي رقصد

                                                            بر خودم مي نگرم

                                                            چه عبث پيمودم

                                                            در ركوع مي شوم و باز به دنبال دگر مي گردم

نيمه شب گمشده است

در دلم فانوسي است

مقطعي مي سايم

 

شعر از صالح پور

/ نوشته شده توسط سهيلا در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:35 |