تبليغاتX
زمين و معدن
منشا منظومه شمسي

 

 دو انديشه اصلي در اين باره وجود دارد كه بر اساس آن ها منظومه شمسي از خورشيدي كهن يا سحابي خورشيدي پديد آمده است . تفاوت اين دو انديشه در اين است كه يكي عملكرد نيروي خارجي را براي تشكيل سيارات از خورشيد در نظر مي گيرد و ديگري انرژي مورد نياز براي تشكيل سيارات را درون سحابي خورشيد قديمي جستجو مي كند .عقيده اول توسط بافون و عقيده دوم توسط كانت بوجود آمد كانت معتقد بوئ كه درون سحابي خورشيدي اصلي مناطقي با چگالي كمي بيشتر از ميانگين چگالي سحابي بعنوان محلي براي اجتماع ماده عمل كرده و بدين ترتيب سيارات در مراكز اين مناطق رشد مي يابند. لاپلاس وضعيت ابتدائي خورشيد را بصورت توده اي از گازهاي رقيق چرخان در نظر گرفت  كه تمام حجم فعلي منظومه شمسي را در بر مي گرفت . انقباض اين توده كه با افزايش سرعت و چرخش همراه بود ، به جداشدن چند سري از حلقه هاي گازي بوسيله نيروي گريز از مركز منجر شد .سپس اين حلقه ها سرد شده سيارات را بوجود آوردند .

بعدها ماكسول نشان داد كه فيزيك منظومه شمسي با منشا فرضي لاپلاس جور در نمي آيد مشكلات اصلي در اين نهفته بود كه ممان زاويه اي در سيارات مجتمع بود نه در خورشيد و اينكه چه مكانيزمي مي تواند حلقه هاي گازي را بصورت سيارات مجتمع سازد .بنابراين نظريه لاپلاس از ارزش ساقط شد و بار ديگر نظريه بافون به شكلي ديگر ارائه شد .شباهت همه اين نظريه ها در تشكيل زمين و سيارات از مواد جداشده از خورشيد بعلت تصادم و يا نزديك شدن با ستاره اي ديگر است . چمبرالاين و مولتون تشكيل سيارات را ناشي از تجمع سيارك ها در نظر مي گيرند در حاليكه جينز و جفريز تشكيل سيارات را ناشي از سرد شدن توده هائي از گاز ملتهب مي دانند .

بنظر مي رسد نظريه اي كه ابتدائا توسط فون ويتسكر ارائه شد بيش از نطريات ديگر با واقعيت ها وفق دارد . اين نظريه خورشيد اوليه را توده اي در نظر مي گيرد كه با سرعت بسيار در حال چرخش است و بوسيله هاله اي عدسي شكل متشكل از ذرات جامد و گاز كه حركتي متلاطم دارند احاطه شده است در اين هاله عدسي شكل مركزي شبيه به گرداب بوجود مي ايدو موجب اجتماع ماده مي شود كه اين نيز بنوبه خود سيارات را بوجود مي آورد . اين نظريه اختلاف قابل توجه موجود بين اندازه و چگالي سيارات دروني و بيروني را توضيح مي دهد .در هاله عدسي شكل اوليه كه سارات از آن مجتمع شدند دما با افزايش فاصله از مركز به نسبت عكس مجذور فاصله كاهش مي يابد . به همين دليل در بخش بيروني مواد بيشتري مي توانند در مقايسه با بخشهاي دروني مجتمع شوند در منطقه سيارات دروني تنها تركيباتي كه فراريت كمتري دارند مي توانند مجتمع شوند در حاليكه در مناطق بيروني موادي جمع مي شوند كه دماي بحراني پائيني دارند .بعلت همين اختلاف سردشدن سيارات بيروني سريعتر و بزرگتر از سيارات دروني رشد كردند همچنين سيارات دروني كوچك و چگال هستند در حاليكه سيارات بيروني بزرگ بوده و وزن مخصوص كمي دارند . نظريه فون ويتسكر بخشي از فرضيه چمبرلاين را نيز در بر مي گيرد چراكه تشكيل سيارات را ناشي از تجمع ذرات جامد مي داند و نه ناشي از سردشدن گاز ملتهب.

/ نوشته شده توسط سهيلا در دوشنبه سی ام مرداد 1385 و ساعت 1:22 |